روزگار معروفترین دختر صیاد در شرایط جنگی | خجو: زخم‌های جنگ بر تن جزیره، نشان راه صیادان شد | هنوز دختر دریا هستم

خجو دختر دریا است و سال های بسیاری را به صید ماهی گذرانده، اما در این روزها که خلیج فارس آرام و نجیب معرکه رویارویی ما با دشمن شده،دشت روزی و صید و صیادی برای او و دیگر صیادان دریای جنوب با اتفاقات بسیاری همراه است.

صیاد

همشهری آنلاین-رابعه تیموری:تب‌وتاب جنگ مدتی جزیره هنگام را از هیاهوی صیادان خالی کرد و خدیجه و دیگر مردان و زنان صیاد هر کدام در جایی دور از جزیره به انتظار آرام گرفتن دریای جنوب و فروکش کردن آتش جنگ نشستند، اما جنگ که به درازا کشید، دلتنگی دریا و غم نان امانشان نداد و به جزیره برگشتند تا همان وسط معرکه و بمباران دشمن رزق‌وروزی‌شان را از دستان بخشنده و پربرکت خلیج فارس بگیرند. خدیجه قدسی‌نژاد جوان‌ترین زن صیاد جزیره هنگام است که صفحه مجازی او راوی روزگار صیادان خلیج‌فارس در روزهای جنگ شده است. اهالی جزیره و مخاطبان صفحه مجازی خدیجه، او را به نام «خجو» می‌شناسند؛ همان نامی که مادر صیادش از کودکی او را صدا می‌زند.

روزگار معروفترین دختر صیاد در شرایط جنگی | خجو: زخم‌های جنگ بر تن جزیره، نشان راه صیادان شد | هنوز دختر دریا هستم

سایه جنگ بر آرامش دریا

در جنگ ١٢روزه فقط آوازه جنگ به جزیره هنگام رسید و کسی فکر نمی‌کرد خیلی زود دامنه این معرکه به زندگی مردم جزیره برسد، اما این اتفاق افتاد و روزی که مادر خجو توی دریا بود و خودش مشتریان غرفه را راه می‌انداخت، خبر آوردند که دوباره جنگ شروع شده است. خجو تعریف می‌کند: «در جنگ ١٢روزه، فقط گاهی صدای بمباران را از دور می‌شنیدیم و صیادان مثل همیشه به دریا می‌رفتند، ولی روزی که جنگ دوباره شروع شد، فصل شلوغی جزیره و رفت‌وآمد گردشگران بود.» آن روز با بلند و بلندترشدن صدای انفجارها، غرفه‌های بازارچه جزیره یکی‌یکی تعطیل شد و مادر خجو و دیگر صیادانی که به دریا رفته بودند، زودتر از هر روز به خانه برگشتند: «مردم جزیره فکر نمی‌کردند، حمله‌های دشمن ادامه داشته باشد، ولی هر روز بمباران بیشتر و طولانی‌تر و دریا برای صیادان ناامن‌تر شد.»

تکرار حکایت جنگ نفتکش‌ها

برای ریش‌سفیدان جزیره هنگام که جنگ نفتکش‌ها در دوران دفاع‌مقدس را به‌خاطر داشتند، صدای انفجارهای وقت و بی‌وقتی که در روزهای جنگ اخیر، خلیج‌فارس آرام و نجیب را متلاطم می‌کرد، غریب و ناآشنا نبود، اما خجو ١٠سال بعد از پایان جنگ ٨‌ساله به دنیا آمده و از وقتی چشم باز کرده، دریای جنوب را امن و امان دیده است اما جنگ حکایت دیگری داشت: «روزی که یکی از قایق‌های ماهیگیری مردم جزیره را زدند و چند صیاد هم شهید شدند، من و خانواده‌ام برای دیدن خانواده همسرم به شمال رفته بودیم.» در آن بمباران، خانه خجو هم آسیب می‌بیند، ولی آنها مدتی به جزیره برنمی‌گردند تا شاید آرامش دوباره به آنجا برگردد: «دیگر کسی نمی‌توانست برای صید به دریا برود و صیادان زار و زندگی و قایق‌هایشان را کنار اسکله رها کردند و از جزیره رفتند تا از خطر دور باشند.»

روزگار معروفترین دختر صیاد در شرایط جنگی | خجو: زخم‌های جنگ بر تن جزیره، نشان راه صیادان شد | هنوز دختر دریا هستم

بازگشت به خانه

با آنکه دریای خزر با بخشندگی، سفره روزی‌اش را برای خجو باز کرده بود، ولی دلتنگی دریای جنوب او را رها نمی‌کرد و نمی‌توانست به مهاجرت از جنوب و ترک خانه و زندگی‌اش فکر کند:«در مدتی که شمال بودم هر روز همراه کیهان، پسر ٤‌ساله‌ام کنار دریا می‌رفتم و سعی می‌کردم با دیدن آب دریای خزر دلتنگی‌ام برای خانه‌ام و دریای جنوب کم ‌شود، حتی مدتی خودم را با نقش درست کردن با حنا که هنر زنان جنوب است، مشغول کردم و روی دست‌های زنان گردشگری که به فرهنگ جنوبی‌ها علاقه داشتند با حنا نقاشی می‌کردم، ولی باز هم دلم صید و هوای خلیج فارس را می‌خواست و وقتی مادرم تصمیم گرفت برای مراسم عید قربان به جزیره برود، من وهمسر و پسرم هم همراه او به خانه برگشتیم.»

صید در دریای ناآرام

وقتی خجو به جزیره برگشت، دریای جنوب از رفت‌وآمد صیادان خالی شده بود و صدای بمباران‌های گاه و بی‌گاه دشمن تنها صدایی بود که سکوت غریبانه‌اش را می‌شکست. شیرزن جزیره هنگام از نخستین صیادانی بود که تصمیم گرفت با وجود حملات وقت و بی‌وقت دشمن قایقش را به آب بزند: «هیچ‌کس نمی‌دانست دشمن کی حمله می‌کند و توی دریا چه اتفاقی می‌افتد، ولی من همراه خاله و مادرم مثل گذشته هر روز صبح به دریا می‌رفتیم.» در لحظاتی که زنان صیاد برای به دام افتادن ماهی‌ها انتظار می‌کشیدند، حتی شنیدن صداهای انفجاری که از دور به گوش می‌رسید، دلهره‌آور بود: «گاهی وسط دریا که بودیم، صدای انفجار را می‌شنیدیم و از دور ستون دود بلند می‌شد.» در آن لحظات تا آنها طناب و قلاب‌ها را خالی یا پر از آب‌ بیرون بکشند و خودشان را به ساحل برسانند، لب دریا پر می‌شد از اهالی جزیره که با نگرانی چشم به راه صیادان بودند.

روزگار معروفترین دختر صیاد در شرایط جنگی | خجو: زخم‌های جنگ بر تن جزیره، نشان راه صیادان شد | هنوز دختر دریا هستم

زخم‌های جنگ

پیش از جنگ فقط خشکی‌های مسیر و دکل‌ها و برج‌های مراقبتی که در داخل آنها بودند، برای خجو و دیگر صیادان حکم راهنما را داشتند و با افتادن سایه دکلی روی قله یک کوه یا پیداشدن قد و بالای یک برج مراقبت از پناه حصارهای یک جزیره، راهشان را پیدا می‌کردند ولی حالا زخم‌هایی هم که جنگ بر تن خشکی‌ها و جزیره‌های اطراف خلیج‌فارس نشانده، به این علائم افزوده شده و نشانه‌هایی که از بمباران‌ها و حملات دشمن باقی مانده در مسیر صیادان خودنمایی می‌کنند. همه مردم جزیره مادر خجو را بهترین زن صیاد جزیره هنگام و حتی یکی از ماهرترین زنان صیاد خلیج‌فارس می‌دانند و خجو هم کنار دست مادرش صیاد قابلی شده، اما باز هم با همه کاربلدی‌اش و فراوان‌بودن نشانه‌های مسیر، گاهی در دریای پهناور جنوب سرگردان می‌شود: «یکی از سخت‌ترین روزهایی که به دریا رفتم، روزی بود که برق جزیره به‌دلیل حمله دشمن قطع شده بود و من که آن روز صید سخت و سنگینی داشتم، بعد از 8-7ساعت حرکت روی دریا، متوجه شدم برخلاف جهت جزیره حرکت کرده‌ام و به نزدیکی جزیره قشم رسیده‌ام! در مسیر برگشت با آنکه رمقی برای خودم نمانده بود، دلواپس خانواده‌ام بودم که بعد از جنگ اگر دیر از دریا برگردم، دلشان هزار راه می‌رود.» جزیره هنگام هم از نشانه‌ها و زخم‌های جنگ بی‌نصیب نمانده و بسیاری از قایق‌ها و خانه‌های صیادان جزیره در بمباران‌ها آسیب‌دیده‌اند: «چند قایق را که کنار اسکله ‌زده‌اند، هنوز همانطور رها شده‌اند و صیادانشان نتوانسته‌اند آنها را دوباره راه بیندازند. تعدادی از خانه‌های مردم جزیره هم که در بمباران‌ها درودیوارشان خراب شده‌، همانطور باقی مانده‌اند.»

سفرهای سال مردان جزیره

قصه صیاد شدن زنان جزیره هنگام به سال‌ها پیش برمی گردد. به سال‌هایی که پدربزرگ خجو و دیگر مردان جزیره به سفرهای دورودراز می‌رفتند: «سال‌ها پیش که مردان جزیره از قایق بادبانی برای سفرهای‌شان استفاده می‌کردند، سفرهای‌شان طولانی می‌شد و گاهی ماه‌ها و حتی سال‌ها به خانه نمی‌آمدند. آنها دراین سفرها که به آن «سفر سال» می‌گفتند خرمای جنوب را به هندوستان و دیگر کشورهای دور و نزدیک می‌بردند و از آن جا لوازمی مانند برنج و پارچه به ایران می‌آوردند. در این غیبت‌های طولانی مردان، زنان جزیره برای چرخاندن زندگی مجبور بودند به دریا بروند و رزق‌وروزی خانواده را تامین کنند.»

خجوی بازیگوش از کودکی تلاطم و هیاهوی دریا را به آرامش درس و مدرسه ترجیح می‌داد: «از وقتی بچه بودم همراه مادر و مادربزرگم به دریا می‌رفتم، اما وقتی ازدواج کردم خودم قایق خریدم و به‌تنهایی ماهیگیری می‌کنم و حال دختر دریا هستم.»

بیشتر بخوانید:روایت ماهیگیرانی که بازنمی‌گردند

کد خبر 1083771 منبع: روزنامه همشهری

  • روزگار معروفترین دختر صیاد در شرایط جنگی | خجو: زخم‌های جنگ بر تن جزیره، نشان راه صیادان شد | هنوز دختر دریا هستم

  • فوری؛‌ ترامپ از حمله محدود به ایران خبر داد | اظهارات متناقض رئیس جمهور آمریکا

  • ضربه کاری می‌زنیم تا بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا را یکبار برای همیشه آزاد کنیم!

  • یک رئیس جمهور به ایران و آمریکا: پیش از آنکه دیر شود، به توافق برسید

  • اطلاعیه سپاه: شهادت یک بسیجی در منطقه عملیاتی جنوب

  • قاتل بی‌رحم و فراری را شناسایی کنید + عکس

  • عصبانیت علی دایی در مراسم ختم حمید علیدوستی؛ بفرمایید آقا! + ویدئو

  • یک استقلالی، گزینه تارتار برای تقویت پرسپولیس شد | معاوضه مهم در نیم فصل با سپاهان؟

  • فوری؛‌ ترامپ از حمله محدود به ایران خبر داد | اظهارات متناقض رئیس جمهور آمریکا

  • هشدار فوری آمریکا درباره احتمال «حملات گسترده و بزرگ» در ساعات آینده پس از انفجارهای مهیب در ریاض

  • قاتل بی‌رحم و فراری را شناسایی کنید + عکس

  • هوشیار باشید؛‌ هشدار امنیتی آمریکا به شهروندان خود در خاورمیانه

  • اطلاعیه سپاه: شهادت یک بسیجی در منطقه عملیاتی جنوب

  • توصیه به مردم، این وسایل ضروری را برای زمان جنگ آماده کنید | ویدئو

  • واکنش ترامپ به سوالی درباره حمله بامداد امروز آمریکا به ایران

  • اگر هر روز صبح ناشتا آب بنوشیم، چه اتفاقی در بدنمان می‌افتد؟ + ویدئو

  • هادی کاظمی و همسرش، نجم الدین شریعتی، علیمردانی و دیگر هنرمندان در اکران مردمی یک فیلم

  • فرهاد با چهره مخفی در مراسم ختم پدر شهرزاد! ‌| بازیگرانی که به مراسم یادبود پدر ترانه علیدوستی آمدند

  • اینجا بزرگترین بندر صیادی ایران است | از رسم نیایش دریا و جشن صید چه می دانید؟

  • سرنوشت نامعلوم ۳ صیاد بلوچ در دریا

  • نخستین مجوزهای صیادی برای زنان این جزیره صادر شد + جزئیات

  • پایان ۷روز سرگردانی در دریا | داستان صیادان گمشده چه بود؟

  • صیادانی که دیر یا زود خانه نشین می‌شوند

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha