کارشان دود است و دستمزد دودی کردن شالیهای تازه چیده شده را میگیرند. دودشان هم از هیزمهای درختی و شلتوکهای نورس است.
همشهری آنلاین_ سحر جعفریان عصر: بوی دودی که از درز و شکافهای دودخانه (محل دودیکردن برنج) کاسآقا حیدری بیرون زده، خیلی بیشتر از عطر بنفشههای باغی و بوتههای ادریسی بارانخوردهای است که همان دوروبر، ته حیاط خانهاش، سبز و گلدارند. دودخانه را ۷۰سال پیش پدرش ساختهبود؛ با خشت و گل و تیرکهایی از چوب درخت بلوط. ۳کارگر در آن مشغول کارند. یکیشان، قربانعلی مسئول آتش دودخانه است و روزی چند نوبت با بیلدستی، تلنبار خاکسترهای میان یکی از اتاقهای دودخانه را جابهجا میکند تا خیالش از اندازه آتش زیر آنها راحت باشد. یکی هم محمد که وظیفه پُرکردن کالبیهای چوبی (باکس) از شالیهای تازه را برعهده دارد و حواسش بهحساب کیلو و رقم (نوع) شالیها و تعداد روزهایی است که شالیها وسط دودخانه عطر و طعم دودی میگیرند. دیگری نیز فرخ است که چندوچون دود دودخانه را از مقدار و جنس بار هیزم، میزان پوست و سبوس تا تناسب غلظت دود و وزن شالیها در دست دارد. آبان ماه، فصل شلوغی دودخانههای سنتی است که تعداد کمی از آنها فعال باقی مانده و دودخانه حیدری گیلان نیز یکی از آنهاست.
دودی که به شکم میرود
کاسآقا و بسیاری از اهالی بومی و سنوسالدار روستاها و شهرهای شمالی، دودخانه را با اسم قدیم آن نام میبرند؛ «فَلخانه». حالا تعداد فلخانهها کم است، شاید ۳ و شاید هم ۵فلخانه باقی مانده باشد. کاسآقا از ۱۰سالگی شالیزار رفته و شالی چیده؛ او دراینباره به همشهری میگوید: «اون وقتا میشد تو حیاط نصف بیشتر خونهها فلخونه پیدا کرد، چون همه شالیکار بودن و میخواستن شالیاشون رو انبار کنن. اون عدهای هم که شالیکاری نداشتن، فلخونهشون رو به شالیکارای همسایه اجاره میدادن.» از بازگویی خاطراتش این نکته برآمد که دودخانه در گذشته، محل انبار و خشککردن شالیهای تازهچیده و خیس بودهاست: «شالیا رو میذاشتیم تو اتاقای سقفکوتاه که وسطش چوب و پوست و سبوس آرومآروم میسوخت. دود هم نم شالیا رو میگرفت و هم اگه آفت و سمی داشتن از بین میبرد.»
دود صنوبر را خوش است
محمد که کارش در دودخانه کالبیپرکنی است، نوه بزرگ کاسآقاست. از کودکی اشتهایش را فقط عطر برنج هیزمی (دودی) باز میکرد: «واقعا بوی خوشمزه و خاطرهانگیزی داره… یه بوی غلیظ، گرم، یه کم تلخ و یه کم هم چرب… جوونا خیلی دوست ندارن تو دودخونههای قدیمی کار کنن. بهنظرشون کثیفکاریش زیاده.» منظورش از کثیفکاری همان دود سیاه و چربی است که از سوختن مداوم هیزمها و روغنانداختن سبوس به سر و صورت کارگران دودخانه مینشیند. ۱۳سال از نخستین روزی که در دودخانه پدربزرگ خود آستین بالا زد و شالیها را دود داد، میگذرد: «اولا نه میدونستم هیزم دودخانه باید از چه چوبی باشه و نه حتی چه رقم شالیای برای دودیشدن خوبه.» حالا اما میداند چوب هیزم را باید از کشاورزان چوب که درختان زودرشدی مانند صنوبر میکارند، بخرد و رقم شالیهای هاشمی و دُمسیاه را که قدشان با دود از ری نمیافتد و طعمشان هم نمیسوزد، دَمِ دود دودخانه دهد. اغلب همسنوسالان او در دودخانههای صنعتی کار میکنند: «دود صنعتی بو و طعم اصیل به دونههای برنج نمیده. اگه هم بده، موندگار نیست.» نمیخواهد پرحرفی کند، وگرنه دلش میخواست از دستگاههای برقی دودکن غذا هم چیزی بگوید.
خط قرمز دودخانهداران قدیمی
قربانعلی از دوستان دور کاسآقاست که از دودخانه او نان به سفره خود میبرد: «آتیش زیر خاکستر نباید کم یا خاموش بشه. یه وقتی باید بار چوب زیرش بذارم، یه وقتی هم چند مُشت پوست و سبوس روش بریزم.» شالیها را از ۱۴ تا ۱۸ و گاهی ۲۰روز دود میدهد: «هیزم درختی با اینکه گرونتره، ولی صاحبای دودخونههای قدیمی ترجیح میدن بیشتر از اون هیزما برای شالیا استفاده کنن.» سوزاندن تختههای چوبی ضایعاتی، چوبهای رنگشده و حتی چوب درختان کاج و راش که در تنه خود شیرابه دارند، ازجمله خطقرمزهای شغلی دودخانهداران قدیمی است که قربانعلی دربارهاش توضیح میدهد: «تو هر شغلی حقه و تقلب هست. مثلا بعضی دودخونهدارا هیزم نامرغوب یا حتی لاستیک و پلاستیک میسوزونن تا شالیا رو دودی کنن.» معمولا زمانی که آتش زیر خاکستر دودخانه را میپاید، «بجار سرخوندگی» یا همان شعر و آواز شالیکاری را زمزمه میکند. او از اسانسهای طعمدهنده و مایع هم میگوید: «تو بعضی از کارگاههای دودکاری، اسانس دودی رو بخار میکنن تا بهجای دود واقعی به شالیا بو و رنگ بده.»
پلودودی خوری از تهران تا ایتالیا
فرخ را در دودخانه مهندس دود صدا میزنند؛ مهندسی دانشگاهنرفته. فرخ میگوید: «شهرستان خمام از همه شهرها و روستاها بیشتر دودخونه سنتی داشت.» ۵۷سال دارد و او نیز از خاطراتش میگوید: «از پدرم شنیده بودم که خیلی از شالیکارا یا خریدارای برنج، میرفتن خمام. یه سریایی هم بودن که پدرم میگفت اونا تبدیلگرن… کارشون خرید شالی به قیمت تولید بود و فروختن به دودخونهدارا با قیمت بالاتر. بعضیاشون هم بعد از اینکه شالیا رو دودی میکردن، با قیمت خیلی بالاتر میفروختن.» از مشتریهای دودخانههای سنتی و صنعتی میگوید: «مشتریای برنج هیزمی سنتی از خارج کشور هم هستن. دودخونه ما از آلمان و فرانسه و ایتالیا مشتری کم نداره. توی خود ایران هم بیشتر مشتریا از تهران، اصفهان و مشهد و بعدم شیراز هستن.» کارگران دودخانه کاسآقا با آنکه هریک بهکار خود هستند، اما به وقت چیدن کالبیها، سینهکش دیوارهای سیاه دودخانه، دست به دست هم میدهند. کالبیها را طوری روی هم میگذارند که دود، جای چرخیدن میان آنها را داشته باشد. آنها آتش دودخانهها را که بخشی از تاریخ کشاورزی ایراناند، روشن و گرم نگه داشتهاند.
کد خبر 1083509 منبع: روزنامه همشهری
-
راز عطر برنج دودی | هنر قدیمی دودی کردن برنج در حال فراموشی است
-
کرپ مرغ و ذرت؛ یک گزینه عالی برای تغذیه مدرسه کودکان
-
نسخه صریح مشاور رهبر انقلاب برای پایان توهمات ترامپ و نتانیاهو
-
ترامپ: توافق بزرگ امنیتی نزدیک است
-
بیرانوند فقط دو ماه در اختیار ماست | هر کاری بکند ما در جریانیم
-
تصویر غرق شدن یک فروند نفتکش در تنگه هرمز
-
گفتوگوی ترامپ و امیر قطر درباره ایران
-
هیچکس از این جنگ پیروز بیرون نخواهد آمد
-
ترامپ: توافق بزرگ امنیتی نزدیک است
-
اظهارات جدید دونالد ترامپ درباره ایران | در ۶ یا ۷ ماه گذشته هیچکس کشته نشده است | تصمیم من درباره ایران را به زودی متوجه خواهید شد
-
حذف ۵ بازیکن نامدار از تیم ملی | تصمیم اجباری قلعهنویی بعد از فشار شدید
-
اولتیماتوم شدید این کشور ؛ خطای هسته ای علیه ایران، خط پایان رسمیت اسرائیل خواهد بود
-
ادعای طرح جدید محسن رضایی در دیدار با پوتین
-
آسمان کشور همسایه به هم ریخت
-
ادعای عجیب ترامپ درباره ایران
-
آمار تکاندهنده تر شد؛ جدیدترین نتایج انتخابات آمریکا
-
واکنش رسمی به ماجرای سرباز فراری شدن بیرانوند | نباید بگذاریم آسیب ببیند
-
بارشهای شدید و سرما در راه است | فعالیت سامانه بارشی در دو سوم کشور
-
کارگاه های شالیکوبی نونوار می شوند | راه و رسم شالیکوبی در قدیم چه بود؟