حاجی صادقیان: یمن الگوی موفق مقاومت مقابل مزدور پروری سعودی است
- 26 مهر 1405 – 18:59
- اخبار بین الملل
- اخبار تولیدات دفاتر خارجی
یک کارشناس مسائل یمن در گفتگو با تسنیم به تشریح دستاوردهای 12 سال مقاومت مردمی یمن برابر محاصره سعودی پرداخت.
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، دور جدید تحولات یمن که با پیشرویهای خیره کننده نیروهای مسلح یمن به سمت ساحل غربی و آزادسازی مناطقی همچون بندر المخا، سواحل بابالمندب و همچنین تشدید حلقه محاصره علیه مزدوران سعودی در شهر تعز همراه بود، به مهمترین رخداد هفتههای اخیر در منطقه غرب آسیا مبدل شده است.
تلاشهای مزدوران سعودی به منظور رهایی از حلقه محاصره نیروهای مسلح یمنی با وجود حمایت و پشتیبانی لجستیک و هوایی عربستان و برخی از کشورهای منطقه تا به امروز ناکام باقی مانده است. حتی آغاز رسمی عملیات موسوم به «فجر یمن» توسط رشاد العلیمی، رئیس دست نشانده ریاض در عدن نیز نتوانست تغییری در معادلات جبهههای درگیری رقم زند و نیروهای مسلح یمن با پشتیبانی قبایل مناطق مختلف، ضمن تثبیت دستاوردهای میدانی خود به گسترش دایره آزادسازی مناطق تحت اشغال میاندیشند.
از همین رو خبرگزاری تسنیم در گفتگویی ویژه با «احمد حاجی صادقیان»، کارشناس مسائل یمن به بررسی آخرین سیر تحولات این پرونده، ریشههای بحران و جنگ حاضر میان صنعا و ریاض و چشمانداز پیش روی آن در سه سطح داخلی، منطقهای و بین المللی پرداخته است.
نسخه کامل ویدئویی و مکتوب این گفتگو در ادامه تقدیم حضور مخاطبان خبرگزاری تسنیم میشود.
.
تسنیم: بسم الله الرحمن الرحیم، جناب آقای حاجیصادقیان، کارشناس محترم مسائل یمن خدمت شما سلام عرض میکنم.
حاجی صادقیان: سلام علیکم
تسنیم: اتفاقاتی که امروز در یمن در حال وقوع است، با سرعتی بسیار بالا و درگیری هایی بسیار شدید در حال رخ دادن است. پیشروی انصارالله و نیروهای یمنی در مقابله با سعودیها و مزدوران وابسته به این کشور در یمن نشان میدهد که گستره تحولات بسیار زیاد است و سرعت آن نیز بسیار بالاست. میخواهیم در خدمت شما باشیم تا مروری داشته باشیم و ببینیم چه اتفاقاتی در یمن در حال وقوع است…قدری به تحولات گذشته یمن بپردازیم و درباره آینده این نبرد صحبت کنیم که چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.
اگر اجازه بدهید، سؤال اول را اینگونه مطرح کنم که علت اصلی دور جدید درگیریهای یمن و عربستان که اکنون شاهد آن هستیم چیست و چه اتفاقاتی در آنجا در حال وقوع است؟
حاجی صادقیان: بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم عرض خدمت شما و همه مخاطبانتان سلام و ادب و احترام دارم و بسیار ممنونم که بنده را دعوت کردید.
اما برای اینکه ببینیم چه شد که وضعیت یمن به اینجا رسید و اتفاقات ساحل غربی از کجا شروع شد و چرا شروع شد، باید گفت روایتی که طرف مقابل ارائه میدهد، مثلاً رسانههایی شبیه الجزیره، العربیه یا افراد و رسانههای نزدیک به سعودیها، این است که داستان از ماجرای پرواز هواپیمایی ماهان به صنعا شروع شد که پس از آن سعودیها آمدند و یمن و فرودگاه صنعا را بمباران کردند و پس از آن دیگر درگیریها شروع شد…
تسنیم: هواپیمایی که در واقع تعدادی از یمنیها را برای مراسم شهادت رهبر شهید انقلاب به ایران آورد…
حاجی صادقیان: بله. برای تشییع رهبری شهید، هیئتی از یمن را به ایران منتقل کردند و سپس بازگشتند. برای پرواز اول، یعنی پروازی که رفت تا مهمانان را به تهران بیاورد، اتفاق ویژهای نیفتاد. تهدیدی انجام شد، اما پرواز در صنعا نشست و مهمانان را سوار کرد و به تهران منتقل کرد. برای پرواز برگشت، جنگندههای سعودی آمدند و باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند و پس از آن هواپیما مجبور شد در الحدیده فرود بیاید، مسافران را پیاده کند و سپس به سرعت به سمت تهران بازگردد.

تسنیم: بهنوعی شکستن محاصره بود.
حاجی صادقیان: احسنت. اصل این اقدام، شکستن محاصره بود. اما این روایت طرف سعودی کاملاً اشکال دارد و با واقعیت میدان همخوانی ندارد.
تسنیم: در حقیقت اینکه این رخداد را نقطه شروع درگیری بدانیم…
حاجی صادقیان: بله. شروع درگیری کجاست؟ شروع درگیری را باید به همان سال 2015 یا شاید عقبتر، سال 2011 یا حتی عقبتر، سال 2004، برگردانیم. یعنی درگیریهایی که از ابتدای تأسیس جنبش انصارالله در سال 2001 که آغاز جنبش انصارالله است، و پس از آن جنگهای ششگانه صعده و پس از آن اتفاقات ناظر به بهار عربی و پس از آن جنگ 2015 تا 2022، حدود بیش از هفت سال جنگ عربستان و یمن… تمام این اتفاقات پشت سر هم بود و این رشته قطع نشد. مثلا در سال 2022، با آن توافقنامه آتشبسی که بین دو طرف امضا شد، ما نمیتوانیم بگوییم که اقدامات عربستان علیه یمنیها متوقف شد و عربستان فتنهگری و جنایاتی را که علیه انصارالله و مردم یمن انجام میداد، متوقف کرد.
تسنیم: این همان خطای تحلیلی است که اکنون، چون در سالگرد هفتم اکتبر هم به سر میبریم، همیشه این موضوع مطرح میشود که جنگ از هفتم اکتبر شروع شد یا نه؟ واقعیت این است که این درگیری به سالها قبل برمیگردد؛ یعنی این اشکال در جنگ یمن هم وجود دارد.
حاجی صادقیان: بله، حداقل در جنگ یمن، ما اصلاً نمیتوانیم زنجیره این اتفاقات را از هم جدا کنیم و بگوییم که اتفاقات پس از طوفانالاقصی ارتباطی با ماقبل آن ندارد یا اتفاقات مربوط به ماجرای فرود هواپیما و آن اتفاقی که افتاد، ارتباطی با ماقبل آن ندارد و اینها نقطه شروع هستند. اتفاقاً نقطه شروع را دقیقاً میتوانیم آغاز و تأسیس جنبش انصارالله بدانیم؛ جنبشی ملیگرای زیدی و بومی یمنی که کاملاً منافع ملت یمن را لحاظ میکند و بهشدت با دخالت خارجی در سرزمین یمن و کشورهای اسلامی مخالف است. این نقطه آغاز دشمنیهای عربستان سعودی و فتنهانگیزی آمریکاییهاست؛ یعنی جنایاتی که عربستان سعودی انجام داد، بخش مهمی از آن با تحریک آمریکاییها و بخش مهمی از آن با حمایت آمریکاییها بود.
تسنیم: پس ما با یک برهه تاریخی 25 ساله مواجهیم که در مقطع کنونی تحولات آن اوج گرفته است…
حاجی صادقیان: فراز و فرودی دارد. ما دورهای را داریم که درگیری نظامی تشدید میشود، دورهای را داریم که جنس درگیری نظامی به محاصره اقتصادی تبدیل میشود، دورهای را داریم که درگیری نظامی مستقیم عربستان و انصارالله به درگیری با مزدوران عربستان و امارات تبدیل میشود؛ بین مزدوران عربستان و امارات با انصارالله. دورهای میشود که جنس درگیری به درگیری با ائتلاف اروپایی در دریای سرخ تبدیل میشود. دورهای نیز درگیری به مواجهه با رژیم صهیونیستی بهعنوان امالفساد منطقه ما تبدیل میشود. در تمام این دورهها شاهدیم که درگیری به اشکال مختلف به ملت یمن تحمیل میشود و ملت یمن هم چارهای ندارد جز اینکه در هر دورهای، پاسخ مجزای خود را بدهد.
اما اینکه داستان از کجا شروع شد، شاید بتوان گفت اگر بخواهیم یک نقطه عطف مشخص کنیم و پس از آن بررسی کنیم، احتمالاً نقطه پایان جنگ هشتساله یمن، اتفاقاً نقطه آغاز این درگیری جدید است. چرا؟ چون یک تفاهمنامه بین انصارالله و عربستان در سال 2022 امضا میشود، عربستان تعهداتی میدهد و قرار میشود اقداماتی انجام شود. از جمله مهمترین آنها رفع محاصره، پرداخت مبالغی بهعنوان غرامت و مبالغی بهعنوان حق دولت صنعا از درآمدهای نفتی و گازی یمن است.
یمن حدود 200 هزار بشکه نفت و میعانات گازی در روز تولید میکند، بخش مهمی از آن صادر میشود و این درآمدی دارد که برای اقتصاد یمن، خصوصاً، اتفاق مهمی است. ما فهرست بلندبالایی از کارمندان دولت را داریم که سالهاست هیچ دریافتی نداشتهاند. معلمان، وضعیت آموزش در یمن بسیار بغرنج است، وضعیت اقتصادی و وضعیت بشردوستانه بسیار بغرنج است و عربستان سعودی بههیچوجه اجازه بهبود این وضعیت اقتصادی را نداده و برخلاف تعهداتی که در توافقنامه صلح داد، اجازه نداد این مسئله حل و فصل شود.
تسنیم: این وضعیت در کل یمن به این شکل است یا در بخشهایی از یمن؟ این وضعیت آیا در مورد همه مردم یمن به طور یکسان صادق است؟
حاجی صادقیان: کلیت وضعیت اقتصادی در یمن واقعاً بغرنج است؛ هم در بخش جنوبی آن و هم در بخش شمالی، یعنی بخش تحت کنترل انصارالله و بخش تحت کنترل مزدوران سعودی. اما وضعیت در بخش تحت کنترل انصارالله اتفاقاً بهتر است. یعنی انصارالله توانسته است مدیریت کند… با ایجاد مؤسسه زکات، با تلاشی که در توزیع عادلانه همان منابع محدود داشته و با راهکارهایی که برای بهتر چرخیدن اقتصاد در نظر گرفته، انصارالله توانسته است اوضاع را به نحو بهتری کنترل کند. در حالی که در سمت مقابل، وضعیت اقتصادی بسیار بغرنج است، دائماً اعتراضات اتفاق میافتد و از طرف دیگر، انصارالله در تأمین امنیت داخلی خود نیز بسیار موفقتر از طرف مقابل بوده است؛ ترور، بمبگذاری و اقدامات گروههای افراطی تقریباً به صفر رسیده بود. حتی همین چند وقت پیش نیز تقریباً چنین وضعیتی وجود داشت، بهجز یکی دو مورد که اخیراً با تحریک سعودیها، اقدامات تروریستی انجام شد.
این وضعیت امنیتی، ثبات اقتصادی و حفظ ارزش پول ملی در مناطق تحت کنترل انصارالله، در افزایش رضایت عمومی مردم و کاهش اعتراضات بسیار مؤثر بود و باعث میشد مردم بتوانند همان نان اندکی را هم که وجود دارد، با یکدیگر مصرف کنند. اما فشار اقتصادی و محاصره، بهعنوان اقدامی که در دنیا یک اقدام نظامی تلقی میشود، بهشدت وجود داشته است و بهجز برههای چندماهه، مثلاً از اردیبهشت تا مهرماه، یعنی زمانی که طوفانالاقصی آغاز میشود، عربستان سعودی تا حدودی فشار اقتصادی را کاهش میدهد؛ اما با آغاز طوفانالاقصی و ورود انصارالله به آن نقشآفرینی قهرمانانه در حوزه فلسطین و دفاع از مقاومت فلسطین، عربستان سعودی کاملاً در پازل آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار میگیرد و تلاش میکند محاصره اقتصادی و محاصره دریایی را بهطور کامل اعمال کند و اینجا دیگر نقطه اوج فشار اقتصادی است که به انصارالله وارد میشود.
تسنیم: بهنوعی میتوان گفت که آمریکا و اسرائیل، عربستان را مأمور مهار انصارالله در مقابله با اتفاقاتی میکنند که در فلسطین در حال وقوع است.
حاجی صادقیان: نهفقط در فلسطین؛ بهطور کلی میتوان گفت که هم عربستان خودش مایل است مسئولیت پرونده یمن را بر عهده داشته باشد و هم رژیم صهیونیستی و آمریکا این مسئولیت را به آن تفویض کردهاند که مأمور حلوفصل مسئله یمن به نفع منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی است. عربستان سعودی هم تاکنون تمام تلاشش را کرده است و البته اینکه وضعیت فقر، قحطی، آشوب و عدم ثبات سیاسی، تمام اینها، بهطور مشخص برای عربستان سعودی منفعتزا هم هست؛ یعنی باعث میشود که یک کشور و یک ملت مانند یمن که میتواند حتی در ابعاد بسیار مهم تمدنی با عربستان سعودی به رقابت بپردازد، آن فضا را از دست بدهد و ملت یمن نتواند رشد و بالندگی خود را داشته باشد.
خب، برگردیم به داستان. پس ما یک نقطه شروع درگیریهای جدید، در واقع آتشبسی داشتیم، تا حدودی اجرا شد، هفتم اکتبر اتفاق افتاد و درخواست ملت یمن این بود که انصارالله باید برای دفاع از ملت و مقاومت فلسطین وارد عمل شود. این موضوع را میتوانیم بهطور مشخص در تمام تظاهراتهایی که تقریباً بهصورت هفتگی یا روزانه در طول طوفانالاقصی در یمن داشتیم، مشاهده کنیم.
تسنیم: تظاهراتهای بسیار بزرگی هم هستند؛ بسیار عجیب است.
حاجی صادقیان: بله و حتی نکته جالب آن این است که هم در مناطق تحت کنترل انصارالله و هم در مناطق مخالف انصارالله، در شهرهایی مانند تعز، مأرب، عدن و شبوه، در این مناطق هم تظاهراتهایی به نفع مقاومت فلسطین داشتیم و عموماً از آن اقدامات قهرمانانهای که ارتش یمن به نفع مقاومت فلسطین انجام میداد، دفاع میکردند. پس انصارالله به خواست ملت یمن وارد عمل شد؛ در واقع، تجلی اراده ملت یمن در دفاع از ملت فلسطین را انصارالله، جنبش انصارالله و حکومت صنعا انجام داد. از اینجا به بعد، سطح برخورد غرب و از این طرف، اعراب و عربستان سعودی به نمایندگی از آمریکا و غرب، با انصارالله متفاوت شد.
کار به جایی رسید که آمریکا در یک نبرد پنجاهوچندروزه مستقیماً با انصارالله درگیر شد، تقریباً تمام توان نظامیای را که میتوانست به میدان آورد؛ ناو هواپیمابر، ناوچه موشکانداز، بمبافکن بی-2 ، جیبییو-57 را وارد میدان نبرد کرد و بمباران سنگین انجام داد و هر جایی و به هر شکلی که توانست، حمله کرد. بخشهای تاریخی صنعا را بمباران کرد و مکررا اقدام به ترور کردند. زیرساختهایی را که از آن در عمل چیزی باقی نمانده بود، یعنی پس از حدود هشت سال جنگی که عربستان سعودی تقریباً هیچ زیرساختی در یمن باقی نگذاشته بود، آمریکاییها بار دیگر آنجا را بمباران کردند و در نهایت دیدند که نمیتوانند به جایی برسند. از اینجا به بعد بود که آمریکا وارد یک آتشبس یکطرفه شد، اما اهرم فشار اقتصادی را کنار نگذاشت و آن را حفظ کرد و فشار اقتصادی هر روز سنگینتر میشد. انصارالله در مقابل مطالبهگر بود که این فشار اقتصادی باید برداشته شود.

یکی از تعهداتی که سعودیها در آن تفاهمنامه آتشبس دادند، این بود که این فشار ناشی از محاصره حداقل برداشته شود؛ اما دیدیم که محاصره هوایی، محاصره دریایی و محاصره زمینی مجدداً به بهانههای مختلف اعمال شد. سعودیها هم شانه خالی میکردند و میگفتند به ما ارتباطی ندارد؛ در حالی که سعودیها مهمترین عامل در این روند بودند. معیار سنجش اینکه حتی در محاصره هوایی هم سعودیها اصلیترین عامل بودند، همین اتفاقی بود که برای هواپیمای ماهان افتاد و شاهد بودیم که نه رژیم صهیونیستی وارد عمل شد و نه آمریکا؛ هواپیما و جنگنده سعودی برخاست و مانع فرود هواپیما در فرودگاه صنعا شد. پس سعودیها هم با تمام توان خود، اقدام برای محاصره کامل را علیه ملت یمن ادامه دادند.
انصارالله مذاکرات مکرری انجام داد؛ اینطور نبود که انصارالله ناگهان و بدون هیچ مقدمهای مستقیماً به سراغ اقدام نظامی برود. از طریق میانجی عمانی، قطری و نماینده ویژه سازمان ملل، مذاکرات متعددی انجام داد و اعتراضات و هشدارهای خود را مکرراً صادر کرد و در نهایت کار به جایی رسید که انصارالله مجبور شد دست به اقدام نظامی بزند.
این یک زاویه است؛ زاویه دیگری هم در این ماجرا وجود دارد. عربستان سعودی در تمام طول این آتشبس حدود دو سال و چند ماه، تمام تلاشش را انجام داد تا نیروهایی را که در مقابل انصارالله بودند و انصارالله در طول هشت سال جنگ توانسته بود آنها را بهشدت تضعیف و مضمحل کند و مناطق تحت کنترلش را توسعه دهد، مجدداً بازآرایی و سازماندهی کند. عربستان سعودی این نیروها را مجدداً جذب و آموزش داد و تلاش کرد فرماندهی و ستاد آنها را احیا کند. تجهیزات بسیار زیادی به آنجا تزریق کرد و سعودیها کاملاً آماده شده بودند تا عملیات زمینی بزرگی را علیه انصارالله آغاز کنند. پس اینطور نبود که انصارالله فقط در پاسخ به محاصره، این عملیاتهای نظامی را آغاز کند.
اگر به یاد داشته باشید، انصارالله، در روزهای اولی که عملیاتهای موشکیاش، بهخصوص در سمت مرز ودیعه، مرز زمینی با عربستان و سایر مناطق انجام میشد، میگفت که تجمع نیروهای مزدوران سعودی یا تجمع تجهیزات را هدف قرار میدهیم. سپس عکسها و فیلمهایی که منتشر میشد، نشان میداد که مثلاً در یک مورد، چندین کامیون را پارک کرده بودند و انصارالله با کوادکوپتر آنها را یکییکی هدف قرار میداد. تمام آنها انفجار مواد منفجره بود؛ یعنی انفجارهای ثانویهای بود که نشان میداد اینها مهمات هستند.
تسنیم: یعنی اقدامی پیشدستانه برای مقابله با حمله زمینی؟
حاجی صادقیان: مقابله با آن حمله وسیعی که برنامهریزی کرده بودند و کاملاً در راستای منافع غرب بود. ما باید نقشه کامل درگیری را از نقطه طوفانالاقصی ببینیم؛ درگیری غرب با محور مقاومت آغاز میشود و پس از درگیریای که در جبهه ایران ایجاد میشود و آن نبرد دوازدهروزه و چهلروزهای که در ایران انجام میشود، آنها آماده بودند جبهه یمن را هم فعال کنند و ضربه اساسی به جبهه یمن بزنند که انصارالله اقدام پیشدستانه را آغاز کرد و پیشرویهایش شروع شد.
تسنیم: بله، یکی از شگفتیها همین سرعت بالای عملیاتهایی است که انصارالله انجام میدهد و میبینیم که هر روز که میگذرد، مناطق جدیدی تصرف میشود و ظاهراً عربستانیها توان مقابله ندارند یا حالا نمیدانم؛ میخواهم سؤال کنم که دلیل این سرعت پیشروی در عملیاتها چیست؟ چرا عربستانیها نمیتوانند مقاومت جدی در برابر انصارالله انجام دهند؟
حاجی صادقیان: بله، در طول این دوره مذاکرات و آتشبس و حتی پیش از آن، انصارالله هم دستبسته نبود. انصارالله نیز آن فضای درگیری با رژیم صهیونیستی را به ظرفیتی جدید تبدیل کرد. این ظرفیت در جامعه یمن آزاد شد که فضای درگیری با اسرائیل و صهیونیسم در حال گسترش است و انصارالله توانست جمعیت و افراد بسیاری را از میان مردم یمن جذب کند، سازماندهی کند و برای دفاع از آرمانها و دفاع از دستاوردهای انقلاب 21 سپتامبر آماده کند. بالاخره انصارالله توانسته بود تجهیزاتی فراهم کند، سازمان رزم خود را توسعه دهد و ظرفیتهایی ایجاد کند. اما درباره اینکه چرا این پیشرویها به این شکل انجام شد، میتوان از دو زاویه به موضوع نگاه کرد؛ یکی از زاویه توانایی انصارالله که توانسته بود سازمان رزم خود را توسعه دهد و اصلاح کند… چون انصارالله یک بازیگر بومی است، کاملاً بومی و بر اساس مختصات جامعه یمن…
تسنیم: مثل حماس در فلسطین…
حاجی صادقیان: بله، انصارالله چون وارداتی نیست و بومی است، زبان آن جامعه را بهخوبی میداند. انصارالله در بسیاری از پیشرویهایی که انجام میدهد، لزوماً با ابزار نظامی نمیرود آن سرزمین را فتح کند؛ انصارالله مذاکره میکند، چون زبان قبایل را میداند، چون خودش ظرفیت بهکارگیری قبایل را دارد و میتواند از ظرفیت جامعه قبایلی یمن استفاده کند. با قبایل مذاکره میکند و همین مذاکره با قبایل و جلب حمایت قبیله از خودش باعث میشود که بخش بزرگی از سرزمین، که مثلاً سرزمین آن قبیله است، در اختیار انصارالله قرار بگیرد.
تسنیم: تأثیر این مسئله در برابر عملیاتهای نظامی، چقدر است؟ یعنی چه میزان از سرزمین را با عملیات نظامی آزاد میکند و چه میزان به این شکل است؟
حاجی صادقیان: به نظر میرسد بخش مهمتری از آزادسازیهایی که حداقل از سال 2020 به این سمت، یعنی عملیاتهایی که در دو سال آخر جنگ و دوره اخیر انجام شد، ناشی از همین رفتار درست انصارالله در تعامل با جامعه قبایلی یمن بوده است. در استان الجوف، استان البیضاء و مناطق دیگر، حتی پیشروی به سمت شهر مأرب، منطقه جوبه و مناطق دیگر، در این موارد کاملاً میتوان این موضوع را دید و ردپای آن را مشاهده کرد که انصارالله توانسته است با جلب حمایت قبایل، توسعه سرزمینی بدهد و قبایل را به سمت خودش جذب کند.
تسنیم: این یکی از عوامل بود….
حاجی صادقیان: بله، یکی از عوامل این بود. عامل دیگر، ضعف طرف مقابل، یعنی ضعف طرف سعودی است. ما در یمن بازیگران بسیار متعدد و متکثری داریم. اینها هرکدام به دلایل مختلف و برای اهداف متفاوتی میجنگند و ارتباطات بینالمللی متفاوتی دارند. مثلاً یک گروه چون طرفدار امارات است و مزدور امارات محسوب میشود، با سعودیها دشمنی دارد و مشکل دارد. یک گروه طرفدار قطریهاست و با قطریها ارتباط دارد. یک گروه مشخصاً با ترکیه ارتباط دارد. یک گروه به عمان متمایل است. یک گروه ترجیح میدهد بیشتر با اروپاییها همکاری کند. همین گروهها نیز به دلایل مختلفی با یکدیگر درگیر هستند. یکی معتقد به تجزیه جنوب است، یکی معتقد به وحدت و اتحاد سرزمینی است. تمام اینها، یکی شمالی است، یکی جنوبی است، یکی زیدی است، یکی سنی است، یکی سلفی است، یکی شافعی و صوفی است.
تسنیم: اینها گروههای سیاسی ـ نظامی هستند یا همان قبایلاند؟
حاجی صادقیان: اینها گروههای اجتماعی هستند که در قبایل، گروههای سیاسی، احزاب و در گروههای نظامی به اشکال مختلفی ظهور و بروز دارند. اگر این ریشهها را بررسی کنیم، میتوانیم ظهور و بروز آنها را در هر بخش به تفکیک ببینیم؛ مثلاً این گروه نظامی شمالی است، سلفی است، معتقد به وحدت است و با عربستان ارتباط دارد. یا برعکس، مثلاً با امارات مرتبط است؛ این یکی سلفی و مرتبط با امارات است. این یکی نه، سلفی است، اصلاً القاعده است، دشمن همه است و میخواهد با همه درگیر باشد. از این نظر، این سمت عربستان و مزدوران، جامعه متکثری است… به نظرم مهمترین نکته این است که عربستان سعودی بهعنوان یک قدرت خارجی غیربومی آمده و با اینها تعامل میکند و مهمترین ابزاری هم که برای ایجاد گفتوگو و تعامل با اینها دارد، پول است. به همین دلیل است که اینها هم آن انگیزه ندارند. انگیزه درگیری ندارند یا حتی بهسادگی فرو میپاشند.
در مورد اتفاقی که در ساحل غربی افتاد، وقتی انصارالله در ارتفاعات پیشروی میکرد، وارد دشت و منطقه ساحلی نشده بود. دلیلش هم مشخص است، چون آنجا از نظر نظامی نمیتواند جانپناه ایجاد کند و اگر جنگنده سعودی بلند شود، بهراحتی میتواند نیروهای انصارالله را هدف قرار دهد. اما دیدیم که انصارالله بهراحتی در ارتفاعات پیشروی کرد. وقتی انصارالله توانست ارتفاعات را تصرف کند و مسیرهای دسترسی این مزدوران به شهرهایی مانند حیس یا مخا قطع شد و اشراف پیدا کرد، خطوط دفاعیای که مزدوران سعودی در آن منطقه داشتند، دچار فروپاشی شد. یعنی آنها بهنوعی ترک مخاصمه کردند و مناطق را تسلیم کردند. اینطور هم نبود که انصارالله بخواهد در ساحل با درگیری پیشروی کند؛ فیلمهایی هم منتشر شد که نیروهای انصارالله سوار خودرو بودند و در جاده آسفالت حرکت میکردند و مواضع را یکییکی تصرف میکردند. بعد هم وقتی وارد شهر مخا شدند، در واقع تقریباً بدون درگیری توانستند آن شهر را تصرف کنند، تثبیت کنند و مردم هم برای استقبال از آنها آمدند.
اتفاقی که اینجا افتاد، این بود که آقای مهدی مشاط، رئیسجمهور دولت صنعا عفو عمومی اعلام کرد؛ گفت هرکس سلاحش را زمین بگذارد، دیگر با او کاری نداریم. خب، این رفتاری است که یک هموطن نسبت به هموطنانش، که جان هموطنانش برایش مهم و عزیز است، انجام میدهد؛ اما سعودیها درهیچ مقطعی چنین کاری نکردند. شما تصویری که اخیراً منتشر شد را دیدید؛ نیرویی تسلیم شده و کنار جاده نشسته است که مثلاً تعیین تکلیف شود، اما نیروهای تحت حمایت سعودی با خودرو از روی آنها رد میشوند و جنایتی داعشیوار انجام میدهند. این نشان میدهد که جنس تفاوت برخورد با ملت یمن، ولو اینکه اختلاف سیاسی داشته باشند، از سوی انصارالله یا از سوی مزدوران سعودی که بهعنوان نیروهای نیابتی یک قدرت خارجی عمل میکنند، چقدر متفاوت است.

تسنیم: قبل از سؤال بعدی، همینجا سؤال دیگری بپرسم. درباره تجهیزات انصارالله، خیلیها سؤال میکنند که با وجود اینکه نیروهای مسلح یمن تحریم هستند و طبق برآوردی که از توان نظامی این کشور وجود دارد، یمن کشوری بسیار ضعیف و فقیر است، این تجهیزات از کجا میآید؟ چطور انصارالله شلیکهای دقیقی با موشک انجام میدهد و تصویربرداری خوبی صورت میگیرد؟ اینها از کجا میآیند؟ آیا کسی این تجهیزات را به یمنیها میرساند یا اینکه آنها در داخل خودشان چنین توانی دارند و در حال ارتقای آن هستند؟ چون میدانیم که یمن در گذشته ارتش ضعیفی نداشته و تمام این تجهیزات در ارتش یمن وجود داشته است. اما چطور توانستهاند این تجهیزات را ارتقا دهند؟ آیا آنها را از جایی دریافت کردهاند یا کسی به آنها کمک کرده است؟
حاجی صادقیان: ببینید، همانطور که فرمودید، بحث توان موشکی که در ارتش یمن در دوره علی عبدالله صالح وجود داشته، مطرح است. در دوره شوروی، موشکهای مختلف اسکاد، توچکا و مدلهای مختلف موشک را داشتند. ساختارهای زرهی قدرتمندی داشتند؛ ارتش یمن در دوره علی عبدالله صالح، نیروی هوایی نسبتاً قدرتمندی هم داشته است. اینطور نبوده که یمن هیچ ارتشی نداشته باشد. علاوه بر آن، در یمن ممنوعیت استفاده از سلاح نداریم؛ یعنی سلاح اصلاً بخشی از لباس رسمی مردان است، بخشی از پوشش آنهاست.
تسنیم: بهخاطر همان شکل زندگی قبیلهای ؟
حاجی صادقیان: بله. یعنی در مجامع رسمی میبینیم که مردان سلاح حمل میکنند. کودک از حدود شش، هفتسالگی کار با سلاح را یاد میگیرد و عموماً از حدود 14 تا 15سالگی سلاح شخصی خودش را دارد که در مراسم رسمی آن را میپوشد، استفاده میکند و حمل میکند. بنابراین، تعداد زیادی سلاح در دست جامعه داریم؛ یعنی چیزی در حدود یکونیم برابر جمعیت، مثلاً با جمعیتی 50 میلیونی، شاید حدود یکونیم برابر جمعیت، سلاح شخصی در یمن وجود داشته باشد.
ارتش یمن هم ارتش ضعیفی نبوده و توپخانه، تجهیزات زرهی و تجهیزات متعدد دیگری داشته است؛ با وجود بمبارانها و اقداماتی که سعودیها انجام دادهاند. اما مهمتر از همه، بخشی از این تجهیزات بهروز شدهاند؛ مثلاً پهپاد دارند، از پهپادهای انفجاری استفاده میکنند، پهپادهای افپیوی به کار گرفته میشوند، موشکها دقیقتر و قدرتمندتر شدهاند، شناورهای هدایتپذیر داریم، پهپاد داریم. اینها تجهیزاتی نبودهاند که ارتش علی عبدالله صالح پیش از این داشته باشد.
اما یمن را نمیتوان بهطور کامل محاصره کرد؛ نمیتوان مرزهای آن را بهطور کامل بست. کشوری که اینهمه مرز دریایی دارد و حدود شصتوچند درصد مرزهایش دریایی است، یک سمت آن به خلیج عدن و سمت دیگر آن به دریای سرخ میرسد. دریای سرخ نیز در همسایگی اریتره، اتیوپی، سومالی، سودان و مناطقی قرار دارد که در آنها تردد زیادی وجود دارد. نمیتوان محدودیت و محاصره صددرصدی را در آنجا اعمال کرد. طبیعتاً وقتی نمیتوان محاصره صددرصدی اعمال کرد، آنجا مسیری است که همه کشتیها از آن عبور میکنند؛ یکی از گلوگاههای اصلی میان شرق و غرب، اروپا و شرق آسیا، در آنجا قرار دارد و کشتیهای زیادی از آن عبور میکنند. این کشتیها محمولههایی دارند که ممکن است برخی از این محمولهها به آن سمت بروند. البته کمکهای مستشاری از سوی ایران دریافت میکنند، دریافت میکردند و هنوز هم دریافت میکنند؛ اما این کمکها مستشاری است
تسنیم: خب، در همان هفتههای اول، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه سعودیها از آمریکا درخواست کردهاند در جنگ علیه یمن مداخله کند و آمریکا به درخواست بنسلمان پاسخ منفی داده است. من مطلبی میخواندم که حتی اسرائیلیها هم موضع مشابهی داشتند. من اظهاراتی از آنها خواندم که البته رسمی نبود و گفته شده بود که اسرائیلیها معتقدند نباید وارد این درگیری شوند، اما میتوانند در حوزههای اطلاعاتی و مواردی از این دست کمک کنند. این موضوع چقدر صحت دارد؟ آمریکا و اسرائیل چه میزان نقش دارند و چقدر مداخله میکنند؟ تا چه اندازه اراده دارند که این کار را انجام بدهند؟
حاجی صادقیان: ببینید، چند روز پیش آقای رشاد العلیمی، رئیس شورای ریاستی دولت عدن، آغاز عملیاتی را به نام «فجر الیمن» (سپیدهدم یمن) اعلام کرد…
تسنیم: همان کسی که خانهاش را گرفتند، درست است؟
حاجی صادقیان: بله. این همان پیشرویهای سریعی است که الجزیره هم مرتب درباره آن بزرگنمایی کرد و مدام بهدروغ اعلام میکرد که کدام مناطق سقوط کردهاند. سپس مشخص شد بخشی از این اخبار دروغ بوده و بخشی از مناطق را هم توانستند دوباره پس بگیرند. این موضوع نشان داد که اعداد و ارقامی که اعلام کردند، نکته جالبی داشت.
مثلاً العلیمی مدعی شد که بیش از 100 هزار نیرو و رزمنده قرار است در این عملیات دخالت کنند، وارد میدان شوند و علیه انصارالله اقدام کنند. همچنین، اخباری که منتشر شد و اطلاعاتی که حسابهای فعال در حوزه اطلاعات منابع آشکار (OSINT) ارائه کردند، حاکی از این بود که مثلاً انگلستان یا فرانسه در زمینه سوخترسانی برای دفاع و پشتیبانی از عملیات و بمباران هوایی مناطق کمک میکنند.برای مثال اخباری داشتیم مبنی بر اینکه ترکیه کمکهای پهپادی ارائه کرده و در حال افزایش نیروها و تجهیزات پهپادی خود در قالب ائتلاف مکه است. حتی درباره پاکستان نیز این بحث مطرح بود که رویترز مدعی شده حدود 40 هزار نیرو قرار است برای این عملیات مستقر شوند، یا اینکه مثلاً چند هواپیمای باری در عدن فرود آمدهاند و تجهیزات و توپخانه سنگین و سبک و مواردی از این دست را تخلیه کردهاند. به نظر میرسد تجمیع تمام این ظرفیتها در توان عربستان سعودی نیست. این سازماندهی و فراهم کردن زمینه….
تسنیم: منظورتان جمع کردن این نیروهاست؟ و به میدان آوردن آنها؟
حاجی صادقیان: بله، حتی امارات هم، که تا پیش از آن اصلاً با هم مشکل دارند؛ شاهد بودیم که آقای منصور بن زاید میرود و با محمد بن سلمان و خالد بن سلمان مینشیند و پس از آن، ناگهان آقای ابوزرعه المحرمی وارد عدن میشود، از شبهحصر خانگی در ریاض آزاد میشود، مستقیماً به عدن میرود و وارد اتاق عملیات میشود. سپس ناگهان میبینیم که تعداد زیادی از مزدوران اماراتی هم به صف این عملیات میپیوندند. این ظرفیت، ظرفیت عربستان نیست. مشخصاً کار آمریکاست و آمریکاییها قطعاً برای این عملیات و این اقدام، زمینهسازی کردهاند و زمینهسازی گستردهای هم انجام دادهاند.
دلیلش چیست؟ دلیلش این است که آمریکا توان نظامی خالی در منطقه نداشت؛ وگرنه خودش وارد میدان میشد. آمریکا اگر میتوانست تنگه هرمز را رها کند و اگر میتوانست مسئله ایران را فیصله بدهد و حلوفصل کند، قطعاً وارد این میدان میشد تا به سیطرهای که انصارالله بر تنگه بابالمندب پیدا کرده بود، پایان دهد و دستکم انصارالله را تا ارتفاعات عقب براند و سیطره کامل انصارالله بر بابالمندب را از بین ببرد. اما توانایی لازم وجود نداشت؛ ناوهای هواپیمابر و سایر ناوچههای آنها همگی درگیر مسئله تنگه هرمز و درگیری با ایران هستند. بخش زیادی از پایگاههای آنها از بین رفته یا پس از جنگ رمضان، امکان خدماتدهی ندارند. بنابراین، آمریکا ظرفیت نظامی خالی در منطقه ندارد که بتواند برای یمن به میدان بیاورد. پس همه را جمع میکند تا اجازه ندهد تنگه بابالمندب هم به سرنوشت تنگه هرمز دچار شود و معادلات به شکلی تغییر کند که وضعیت برای آمریکاییها و غرب بسیار دشوار شود.
رژیم صهیونیستی هم همین وضعیت را دارد. ما در طول طوفانالاقصی تجربه داشتیم که رژیم صهیونیستی بارها و بارها عملیاتهای بزرگی علیه انصارالله انجام داد، بمباران کرد و ترور انجام داد؛ اما این بار وارد میدان نشده و در حد اقدامات اطلاعاتی، کمکهای امنیتی و اقدامات پشتپرده وارد عمل شده است؛ یعنی ظرفیت میدانی خودش را وارد نکرده است. چرا وارد نکرده است؟ مشخصاً این موضوع ناشی از آن است که رژیم صهیونیستی هم ظرفیت خالی ندارد. احتمالاً مسئله ایران برای آنها هم مسئله اول است؛ این موضوع قطعی است و احتمالاً در حال طراحی و برنامهریزی برای اقدام دیگری هستند. به همین دلیل نمیتوانستند ظرفیتی را آزاد کنند تا مسئله تنگه بابالمندب را حل کنند.
بنابراین، تنگه بابالمندب را به ائتلافی از دیگران واگذار کردند و تقریباً هرکسی را که توانستند، وارد میدان کردند؛ از پاکستان، ترکیه، امارات، فرانسه و انگلستان گرفته تا خود عربستان سعودی. تمام ظرفیت را به شکلی وارد میدان کردند تا بتوانند این مسئله را حل کنند.
تسنیم: سؤال بعدی من همین بود که چرا عربستان سعی میکند بازیگران جدیدی را وارد این صحنه کند؟ آیا توضیح دیگری هم دارد؟ آیا عربستان احساس میکند بهتنهایی نمیتواند از پس این ماجرا بربیاید و به همین دلیل به توافق مکه اشاره میکند و سعی میکند کشورهایی مثل پاکستان و ترکیه را درگیر کند؟ دلیلش ضعف عربستان در مقابله با یمنیها است؟
حاجی صادقیان: قطعاً بله. ببینید، اساساً مدل عربستان سعودی، با توجه به ساختار ارتش و سیستمی که در نیروی زمینی، هوایی و دریایی آن وجود دارد، بهگونهای است که واقعاً نمیتواند از پس بحرانی یا مسئلهای به بزرگی مسئله یمن بربیاید. انصارالله فقط در طول طوفانالاقصی توانست علاوه بر ساختار رزمی قبلی خود، حدود یک میلیون نفر نیروی شبهنظامی را هم سازماندهی کند. طبیعی است که عربستان هرگز چنین توانی را در عرصه زمینی ندارد و حتی نیروی هوایی یا دریایی آن هم کاملاً به آمریکاییها وابسته است؛ یعنی اگر آمریکاییها جنگنده، موشک یا تجهیزات در اختیار سعودیها قرار دهند، کارشناسان و خدمات پس از فروش آنها نیز بهطور کامل در اختیار خود آمریکاییهاست و خود سعودیها نمیتوانند ادعا کنند که توانایی خاصی در حوزه هوایی دارند…
تسنیم: ضمن اینکه جنگ هم در نهایت روی زمین تعیین تکلیف میشود؛ جنگ از طریق نیروی هوایی کمک میکند، اما تعیین تکلیف در عرصه زمینی صورت میگیرد.
حاجی صادقیان: بله. اما این یک تجربه و رویکردی است که سعودیها از ابتدا، دستکم در دوره جدید و معاصر، یعنی دوره دولت سوم سعودی، داشتهاند و آن هم ائتلافسازی علیه دشمنان است. مثلاً ملک فیصل در جهت مقابله با جمال عبدالناصر میآید و سازمان کنفرانس اسلامی را تأسیس میکند و ائتلافی تشکیل میدهد. علیه صدام، سعودیها ائتلاف بینالمللی را با حضور آمریکا و کشورهای غربی در جنگ اول خلیج فارس تشکیل میدهند. علیه القاعده، ائتلاف بینالمللی ضدتروریسم تشکیل میدهند و علیه یمن هم در سال 2015 با ائتلاف وارد عمل شدند.
این موضوع را میتوان هم ناشی از فقدان اعتمادبهنفس هیئت حاکمه سعودی دانست و هم ناشی از این واقعیت که آنها توانایی ارتش خود را بهخوبی میشناسند و میدانند که ارتششان این توانایی را ندارد. در عوض، عربستان سعودی پول دارد؛ منابع مالی سرشاری دارد و میتواند این منابع را به کشورهای دیگر تزریق کند و از طریق مزدورپروری و خرید خدمات نظامی، از ارتشهای دیگر خدمات بگیرد. در مقطعی از سودان نیرو میگیرد، در مقطعی از پاکستان و در مقطعی از ترکیه؛ در نهایت، آن ارتشها هم وارد عمل میشوند و به نفع آن عمل میکنند. اما نمونه بارز نتیجه نهایی، اتفاقی بود که در دوره اول جنگ با یمن میان سودان و عربستان افتاد. نیروهای سودانی بههیچوجه کاراییای را که عربستان سعودی از آنها انتظار داشت، نداشتند؛ در حالی که ارتش سودان در داخل این کشور بسیار خوب میجنگید و کارایی خوبی داشت. در این جنگ، چون برای مزدوری آمده بودند….
تسنیم: خاصیت جنگیدن بهعنوان مزدور همین است. من با توجه به صحبتهای شما، مدام به جنگهای سالهای پیش از 2000 در لبنان فکر میکنم؛ به اینکه ارتش آزاد لبنان که وابسته به اسرائیل بود و در واقع مزدوران اسرائیل محسوب میشدند، در جنوب لبنان چگونه میجنگیدند و حزبالله که در سرزمین خودش و برای کشور خودش میجنگید، چگونه عمل میکرد. فکر میکنم انصارالله هم از هوشمندی خاصی برخوردار است؛ عربستان را در موقعیتی گرفتار کرده که متحدان اصلیاش همگی درگیر هستند؛ آمریکا درگیر است، اسرائیل درگیر است و عربستان در این میان تا حدودی بدون پشتوانه کامل باقی مانده است. بنابراین، این بهترین فرصت برای ضربه زدن به آنهاست.
اما سؤال دیگری دارم که زیاد مطرح میشود؛ آیا انصارالله این عملیاتها را به درخواست و با هدایت ایران انجام میدهد؟ یعنی در واقع پیوندی میان اینها وجود دارد که ایران از آنها درخواست کرده باشد این اقدامات را انجام دهند، یا اینکه اتفاقاتی که اکنون در بابالمندب و یمن رخ میدهد، باید مستقل از جنگی که اکنون بین ایران با آمریکا و اسرائیل جاری است، تحلیل کنیم؟
حاجی صادقیان: ببینید، اندیشکدههای غربی در تحلیل وضعیت انصارالله و نسبت آن با ایران، بهوضوح تأکید میکنند که انصارالله یمن مستقلترین شاخه محور مقاومت از ایران است. جریانهای مختلف فکری، تحلیلی و رصدی در میان غربیها نیز بهصراحت بر این موضوع تأکید میکنند. واقعاً انصارالله از نوعی استقلال برخوردار است که شاید در هیچکدام از گروههای دیگر مقاومت وجود نداشته باشد.
تسنیم: مصادیق آن هم در همین چند ماه و یکی دو سال اخیر که جنگ جریان داشته، بسیار زیاد بوده است.
حاجی صادقیان: میتوان بهطور مکرر مصادیقی پیدا کرد و به آنها اشاره کرد.
تسنیم: حتی درباره حماس هم این موضوع صدق میکند. حماس هم آن وابستگی به ایران را به شکلی که تصور کنیم فرمانبردار ایران است، ندارد. هیچکدام از بخشهای محور مقاومت به این شکل نیستند. در واقع، ایران چنین تعاملی با آنها ندارد. جمله معروفی وجود دارد که من زیاد در جاهای مختلف مطرح میکنم، البته خودم هم آن را جایی شنیدهام؛ اینکه ایران در واقع به آنها فرمان نمیدهد، اما از عملکرد و تصمیمات آنها حمایت میکند. اما روال و روابط به این شکل نیست که ایران دستور بدهد آنها کاری را انجام دهند؛ مثلاً به حماس بگوید عملیات هفتم اکتبر را اجرا کن و حماس هم بگوید چشم. تعامل به این شکل نیست.
حاجی صادقیان: احسنت! اساساً رویه جمهوری اسلامی هیچوقت مزدورپروری نبوده است. حتی درباره حزبالله، با آن میزان وابستگی و نزدیکیای که به جمهوری اسلامی دارد و حتی علایق دینی و مذهبیای که نسبت به ساختار و نظام ولایت فقیه دارد، بههیچوجه مدل تعامل ما با آنها، مدل مزدورپروری نبوده است.
اما حتی در همان مدل غیرمزدورپروری، یعنی مدلی که در آن همه از استقلال نسبی برخوردارند، باز هم انصارالله بسیار مستقلتر از بقیه عمل میکند؛ یعنی اساساً مدل آن با مدل حزبالله لبنان قابل مقایسه نیست. حزبالله لبنان به دلایل متعدد، وابستگی عمیق ایدئولوژیک، فرهنگی و حتی در برخی موارد اقتصادی به ما دارد؛ جامعه لبنان و جامعه شیعیان لبنان نیز چنین پیوندهایی دارند. اما انصارالله عموماً هیچکدام از این زمینهها را ندارد و همین باعث میشود مستقلتر از ما عمل کند.
اما درباره اینکه چرا این موقعیت انتخاب شد، عرض کردم که نقطه شروع آن را میتوان اینگونه توضیح داد: شاید اگر برنامهریزی، طراحی و اقداماتی که عربستان سعودی برای انجام عملیات علیه انصارالله انجام داده بود، وجود نداشت، انصارالله این موقعیت را انتخاب نمیکرد.
ما دورههای متعددی از مذاکرات میان انصارالله و سعودیها داشتیم که آخرین دوره آن، فکر میکنم، خردادماه امسال بود. قرار بود دستکم تبادل اسرا انجام شود؛ اما سعودیها حتی در همین موضوع هم کارشکنی کردند و به تعهداتشان عمل نکردند. این مسئله باعث شد صبر انصارالله تمام شود و اعلام کند که در برابر محاصره یمن، محاصره متقابل سعودی را اعمال میکنیم و اجازه صادرات نفت از دریای سرخ را نمیدهیم.
در ابتدا هم انصارالله آرام عمل میکرد؛ یعنی فقط هشدار میداد که نفتکشها بازگردند و سعی میکرد کمتر نفتکشها را هدف قرار دهد. اما اوج ماجرا از جایی شروع شد که عربستان سعودی آن تجمع نیروها را آماده کرد و تلاش کرد آن ظرفیتها را فراهم کند تا بتواند عملیات زمینی را علیه انصارالله آغاز کند.
به نظر من، انتخاب این زمان در واقع نه از سوی انصارالله، بلکه اتفاقاً از سوی غربیها و آمریکاییها صورت گرفت. شاید به این دلیل که میدیدند اگر قرار باشد دور دیگری از درگیری علیه ایران و جمهوری اسلامی آغاز شود، یمن ظرفیتی دارد که میتواند برای دفاع از مقاومت وارد عمل شود و ضربات سنگینی به زیرساختهای انرژی عربستان وارد کند. بنابراین، باید این ظرفیت مهار میشد تا طراحیهای بعدی آنها بتواند پیش برود. از این نظر، به نظر میرسد که عنصر تعیینکننده این زمان اتفاقاً انصارالله نبوده، بلکه طرف مقابل بوده است. در نهایت، محاسبات آنها اشتباه از آب درآمد و انتظار داشتند با ساختار، سازمان و جمعیتی کاملاً درهمشکسته روبهرو شوند، در حالی که محاسباتشان اشتباه بود.
تسنیم: بله، در حال حاضر بحرانی که در یمن و بابالمندب شکل گرفته، چه تأثیری بر صادرات انرژی دارد؟ هم در عربستان و هم بر انرژیای که از بابالمندب عبور میکند. تأثیر آن بر این تنگه چیست؟ چون میدانیم که تنگه بابالمندب یکی از تنگههای مهم دنیاست. اگر یک مثلث طلایی را در نظر بگیرید که یک رأس آن تنگه هرمز، رأس دیگر آن تنگه مالاکا و رأس سوم آن تنگه بابالمندب است، به آن مثلث طلایی گفته میشود و بخش زیادی از انرژی جهان از این مسیرها عبور میکند. وضعیت تنگه هرمز که اکنون مشخص است و بابالمندب هم نقطهای بسیار مهم و تأثیرگذار است. این جنگ چه تأثیری بر این مسئله داشته است؟
حاجی صادقیان: ببینید، بعد از مسئله تنگه هرمز جمهوری اسلامی اعمال حاکمیت جدی بر این تنگه را آغاز کرد، مسئله بابالمندب و صادرات نفت از دریای سرخ، بهویژه صادرات نفت عربستان سعودی از دریای سرخ، بسیار موضوعیت پیدا کرد؛ چون شرایط نسبت به دوره هفتم اکتبر یا دوره طوفانالاقصی نیز بهنوعی مهمتر و بحرانیتر شد.
پیش از آن، زمانی که انصارالله در دوره طوفانالاقصی اعمال حاکمیت خود بر تنگه بابالمندب را آغاز کرد و کشتیهای رژیم صهیونیستی یا کشتیهای همکار با رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد، تنگه هرمز بهعنوان یک مسیر جایگزین وجود داشت و سعودیها توانستند از آن بهعنوان جایگزین استفاده کنند. در شرایطی هم که جمهوری اسلامی اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز را آغاز کرد، در نهایت سعودیها تلاش کردند با افزایش ظرفیت خط لوله پترولاین…
تسنیم: منظورتان خط لوله شرق به غرب نفت عربستان است؟
حاجی صادقیان: بله، بتوانند آن ظرفیت را به این سمت منتقل کنند و جبران کنند. اعمال حاکمیت انصارالله بر بابالمندب و جلوگیری از صادرات نفت عربستان در پاسخ به محاصره دریایی، هوایی و زمینی یمن، باعث شد این مسئله در شرایطی که تنگه هرمز نیز مسدود است، اهمیت بسیار بیشتری پیدا کند.
اعداد و ارقام متفاوتی مطرح میشود؛ مثلاً اینکه سعودیها در مقطعی تلاش کردند حدود هفت میلیون بشکه یا کمتر را از طریق دریای سرخ صادر کنند که حدود چهار و نیم تا پنج میلیون بشکه از آن را از طریق بابالمندب منتقل میکردند. اما این اقدام انصارالله تقریباً این مسیر را مسدود کرده است. اکنون تلاش میکنند از طریق خط لوله سومد، نفت را به دریای مدیترانه منتقل کنند و از آنجا صادرات انجام دهند یا با کشتی، مثلاً از طریق کانال سوئز، آن را منتقل کنند. این مسئله هم هزینه صادرات را افزایش داده و هم تولید و انتقال انرژی را با بحران مواجه کرده است.

تسنیم: بسیار خب. چین و روسیه در قبال اتفاقاتی که اکنون در یمن رخ میدهد، چه موضعی دارند؟
حاجی صادقیان: ببینید، روسها و چینیها در طول طوفانالاقصی، با توجه به اینکه همکاری بسیار جدی، دستکم با رژیم صهیونیستی و در راستای نسلکشیای که صهیونیستها در فلسطین انجام میدادند، نداشتند، با این وضعیت مواجه بودند و خود انصارالله هم ترجیح میداد با آنها همکاری کند.
مثلاً در مقاطعی اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه انصارالله به چینیها و روسها اجازه داده است کشتیهایشان از بابالمندب عبور کنند و به آنها تضمین داده است که کشتیهایشان میتوانند به صورت امن عبور کنند. یا مثلاً خود روسها در دوره اخیر تقریباً تمام نفتی را که تلاش میکردند از سمت دریای سیاه صادر کنند، از طریق بابالمندب به سمت بازارهای شرق آسیا منتقل کردند. از این نظر، خود انصارالله هم به دنبال توسعه تنش نیست. حتی در همان روز اولی که انصارالله توانست سواحل بابالمندب را در اختیار بگیرد، پیامی داد که خبر آن را رویترز منتشر کرد؛ پیامی به اتحادیه اروپا مبنی بر اینکه ما در اینجا امنیت را تأمین میکنیم، مشکلی برای شما ایجاد نمیکنیم و شما میتوانید کشتیهایتان را عبور دهید. از سمت ما خطری و تهدیدی متوجه شما و کشتیرانی بینالمللی نیست. اما پاسخ اروپاییها مشارکت در عملیات علیه یمن و انصارالله بود. بااینحال، انصارالله بهطور کلی به دنبال توسعه تنش نیست و تلاش میکند پروندهها را یک به یک حل و فصل کند.
تسنیم: بهطور کلی، وقتی به پیشرویهای انصارالله هم نگاه میکنیم، با اینکه سرعت بسیار بالایی دارند، اما بهاصطلاح جوگیرانه عمل نمیکنند؛ با سیاست عمل میکنند. بسیار سریع پیشروی میکنند، اما ظاهراً برای ادامه کار عجلهای ندارند.
حاجی صادقیان: این ناشی از اعتمادبهنفسی است که دارند؛ یعنی میدانند که در عرصه زمینی قطعاً کسی حریفشان نیست و بهراحتی میتوانند با مردم یمن ارتباط برقرار کنند. این پشتوانه اجتماعی قطعاً به آنها اعتمادبهنفس میدهد.
اما درباره روسیه، باید بگویم روسها با یمنیها همراه هستند؛ دستکم این مسئله در ذهن آنها وجود دارد که اگر برای آمریکاییها و ناتو در گوشه دیگری از دنیا مسئلهای پیش بیاید، طبیعتاً این موضوع میتواند به نفع روسها و جبهه اوکراین باشد. چینیها هم از این نظر که از ابتدا به دنبال توسعه تنش با انصارالله نبودند و حتی درک درستی از وضعیت یمن داشتند؛ و میدانستند که انصارالله در نهایت حاکم بالفعل بخش بزرگی از سرزمین یمن و بخشهای مهم و قابل استفاده آن است، با این واقعیت کنار آمدهاند.
اگر یادتان باشد، فکر میکنم حدود دو سال پیش بود که یک شرکت چینی قراردادی برای اکتشاف نفت در شمال یمن با انصارالله و دولت صنعا امضا کرد که با واکنش شدید عربستان روبهرو شد. پس از آن، با فشار دیپلماتیکی که به چینیها وارد کردند، آن قرارداد در کمتر از 24 ساعت لغو شد و سفارت چین اعلام کرد که ما قراردادی منعقد نمیکنیم. اما راهاندازی خط کشتیرانی مستقیم از چین به الحدیده یا تجارتی که میان چین و تجار منطقه صنعا و خود حکومت صنعا وجود دارد، نشان میدهد که چینیها واقعیت میدانی یمن پذیرفتهاند و تلاش میکنند با طرف یمنی همکاری کنند؛ چون میدانند که در نهایت، امنیت تنگه بابالمندب در اختیار انصارالله است. چه سواحل بابالمندب در اختیار انصارالله باشد و چه نباشد، تنگه بابالمندب برای تجارت شرق آسیا با غرب اروپا بسیار مهم است. چینیها هم میگویند که ما در اینجا با کسی اختلافی نداریم و ترجیح میدهیم امنیت این منطقه برای ما برقرار باشد. در نهایت، تأمینکننده امنیت را به رسمیت میشناسند.
تسنیم: بله. با بررسی همه جوانب، جنگی که اکنون میان ایران و آمریکا جریان دارد، مسئله بحران انرژی، اتفاقاتی که در یمن رخ میدهد و درگیریها و تحولات منطقه، آینده را چگونه میبینید؟ فکر میکنید برنامه انصارالله تا کجا ادامه پیدا میکند؟ قرار است تا کجا پیشروی کنند و تا چه اندازه میتوانند موقعیت خود را تثبیت کنند؟ عربستان چقدر توانایی دارد که خود را احیا کند، دوباره بازگردد و این مناطق را پس بگیرد؟ تحولات آینده را چگونه پیشبینی میکنید؟
حاجی صادقیان: ببینید، به نظر من، ورود بیشازحد به فاز پیشگویی درست نیست؛ با توجه به اینکه متغیرها بسیار متعدد هستند.
تسنیم: و همهچیز هم با سرعت زیادی تغییر میکند
حاجی صادقیان: دقیقا… طبیعتاً انصارالله اراده دارد که امروز، فردا یا در سال آینده بتواند دستکم جغرافیای شمال یمن را متحد کند. دیگر چیز زیادی باقی نمانده است؛ شهر تعز و بخشهایی از شهر مأرب باقی ماندهاند که توانایی در اختیار گرفتن آنها را نیز دارد. اما اینکه غربیها، اروپاییها، آمریکاییها و رژیم صهیونیستی بپذیرند که انصارالله بر بابالمندب حاکم باشد، قطعاً خیر.
اینکه نتیجه جنگ ایران، مسئله تنگه هرمز و تأثیر آن بر پرونده یمن چه خواهد بود، در نهایت بسیار مهم است. هر نتیجهای که در تنگه هرمز حاصل شود، تأثیر مستقیمی بر پرونده یمن خواهد گذاشت؛ چه مثبت و چه منفی. از این نظر، به نظر میرسد که اکنون بسیار زود است بخواهیم درباره آینده با قطعیت صحبت کنیم. اما اینکه این اراده وجود دارد که انصارالله جغرافیای شمال یمن را در اختیار بگیرد و حاکمیت تنگه بابالمندب را در اختیار ملت یمن قرار دهد، به نظر میرسد که این اراده در طرف یمنی و انصارالله وجود دارد.
تسنیم: و به نظر شما، این هدف در دسترس هم هست
حاجی صادقیان: قطعاً در دسترس است. اما متغیرهای متعددی در اینجا وجود دارد که هرکدام از آنها میتواند در تسریع یا تأخیر آن مؤثر باشد.
تسنیم: بله. بهعنوان سؤال آخر، میخواهم بدانم که شما رویکرد ایران را در قبال جنگ یمن چگونه ارزیابی میکنید و فکر میکنید ایران باید چه سیاستی را در قبال جنگ یمن در پیش بگیرد؟ البته میدانیم که روابط ایران با انصارالله به چه شکلی است و درباره بسیاری از موضوعات نمیتوان همچنان صحبت کرد، اما بهصورت کلی، شما اتفاقاتی را که تاکنون رخ داده است چگونه ارزیابی میکنید و فکر میکنید چه اقداماتی باید صورت بگیرد؟
حاجی صادقیان: ما نباید فراموش کنیم که یمن پروندهای است که در بسیاری از موارد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، به کمک ما آمده است. شاید اگر انقلاب سال 2014 یمن و تغییر رویکرد سعودیها از سوریه به یمن نبود، بسیاری از پیروزیها در سوریه شکل نمیگرفت و مسائلی مانند فتح حلب یا بسیاری از موضوعات دیگر محقق نمیشد. همچنین، اتفاقاتی که در سال 2017 در یمن و در جریان اختلاف میان عربستان و امارات رخ داد، فرصتهایی ایجاد کرد که توانستیم از آنها استفاده کنیم. بنابراین، نمیتوان یمن را بدون در نظر گرفتن تأثیرات آن ارزیابی کرد.
یمن مزایای بسیاری برای مقاومت و جمهوری اسلامی داشته است و باید حفظ شود. حفظ آن هم اقدامی عقلانی و هم اقدامی اخلاقی است. ما باید کمک کنیم تا موضع انصارالله در یمن تثبیت و تقویت شود. اینطور نیست که ما هیچ ابزاری در اختیار نداشته باشیم. نکته دیگری نیز وجود دارد که طبیعتاً اگر پرونده یمن به سمت تضعیف انصارالله یا پایان دسترسی و کنترل انصارالله بر دریای سرخ و سواحل آن پیش برود، یا غرب، آمریکا و عربستان به تضمینی دست پیدا کنند که از جنوب، زیرساختهای انرژی عربستان در معرض تهدید قرار نمیگیرد، چنین تضمینهایی میتواند پیامدهای بسیار نامطلوبی برای ایران داشته باشد و دست آمریکاییها و غرب را برای اقدام علیه ایران بسیار بازتر کند.
به همین دلیل، انصارالله بازیگر بسیار مهمی در محور مقاومت است. شاید واژه «ابزار» برای توصیف آن چندان مناسب نباشد؛ انصارالله بازیگری بسیار مهم است که در بسیاری از موارد میتواند به ما کمک کند. تأثیر کمکهای آن را در مواردی که به یاری ما آمده است، دیدهایم و در مواردی که چنین کمکی صورت نگرفته نیز آثار منفی آن را مشاهده کردهایم.
جمهوری اسلامی باید اکنون بسیار فعالانهتر عمل کند. همانطور که اشاره کردم، ائتلافی متشکل از چندین کشور علیه انصارالله فعالیت میکند؛ ترکیه، پاکستان، قطر، امارات، عربستان سعودی، کشورهای اروپایی، فرانسه، انگلیس و آمریکا، همگی در این روند حضور دارند و اقداماتی انجام میدهند. آیا واقعاً نمیخواهیم هیچ حمایتی ولو دیپلماتیک از انصارالله داشته باشیم، ؟ اینکه بخواهیم فشار میدانی بر امارات وارد کنیم، موضوع دیگری است. به نظر من، چنین اقدامی نیز میتواند درست باشد. ما میتوانیم در این زمینه بر امارات فشار میدانی وارد کنیم و نتیجه آن را در یمن و در تثبیت کنترل بابالمندب مشاهده کنیم.

تسنیم: یعنی چه نوع فشار میدانی؟
حاجی صادقیان: شاید بندر فجیره کلید بسیاری از اتفاقات باشد. اقدام در آن منطقه میتواند هم برای ایران و هم برای یمن منشأ خیر باشد. برای مثال، اکنون پاکستان را همچنان بهعنوان میانجی در اختیار داریم، درحالیکه پاکستان مستقیماً علیه مقاومت اقدام میکند؛ موضوعی که به اعتراف خود آنها و منابع غربی نیز مطرح شده است. ترکیه نیز مستقیماً در این روند نقش دارد. قطر و شبکه الجزیره را نیز میبینیم که چگونه به شکلی خصمانه علیه مقاومت فعالیت میکنند. بااینحال، در روزهایی که قطر و الجزیره به این شکل علیه مقاومت فعالیت میکنند، وزیر کشور ما به قطر سفر میکند. به نظر من، این اقدامات چندان سنجیده نیستند.
تسنیم: همچنین، اخباری درباره روابط کنونی با امارات و حتی عربستان سعودی منتشر میشود.
حاجی صادقیان: بله. ما میتوانیم از همین اهرمهای دیپلماتیک خود در قبال پاکستان و ترکیه نیز استفاده کنیم. اگر پاکستان سطح مشارکت خود در عملیات علیه انصارالله را کاهش دهد، این اتفاق تا چه اندازه میتواند برای ما مفید باشد؟ برای این کار نیازی به اقدام عملی یا اقدامات دیگر نیست؛ یک فعالیت و رایزنی دیپلماتیک میتواند مؤثر باشد.
همچنین میتوانیم در قبال قطر، ترکیه، حتی امارات و خود عربستان، فشار دیپلماتیک وارد کنیم. ما میتوانیم اقداماتی انجام دهیم، حتی اگر این اقدامات صرفاً در سطح صدور بیانیه از سوی وزارت امور خارجه باشد؛ اما حتی شاهد چنین اقدامی نیز نیستیم.
به نظر میرسد اگر این بیعملی از سوی جمهوری اسلامی در آینده به بیعملی انصارالله و صنعا در برخی مقاطع منجر شود، نباید چندان ناراحت شویم. بههرحال، پاسخ سلام، علیک است. وقتی ما برای دفاع از همپیمان خود تمام ظرفیتهایمان را به کار نمیگیریم، نباید انتظار داشته باشیم که همپیمانمان نیز برای دفاع از ما تمام ظرفیتهای خود را به کار بگیرد.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی باید دستکم ظرفیتهای دیپلماتیک خود را فعال کند و برای دفاع از انصارالله، بسیار جدیتر وارد عمل شود. ظرفیتهای میدانی متعدد و متنوعی نیز وجود دارد، اما این موضوع حساسیتها و مختصات خاص خود را دارد و شاید ورود به جزئیات آن، دستکم از سوی بنده، چندان درست نباشد.
بااینحال، دستکم در حوزههای دیپلماتیک و رسانهای میتوانیم بسیار جدیتر از انصارالله دفاع کنیم؛ البته نه صرفاً از انصارالله، بلکه از سیطره مقاومت بر دومین تنگه راهبردی منطقه.
تسنیم: و جلوگیری از سیطره دشمنان فرامنطقهای بر این منطقه…
حاجی صادقیان: احسنت.
درخواست آتش بس یک ماهه؛ اعتراف ناخواسته عربستان به تغییر موازنه در یمن اشتباه راهبردی عربستان؛چرا گسترش جنگ زیرساختی با یمن بهسود ریاض نیست؟
تسنیم: بسیار سپاسگزارم. اگر نکتهای باقی مانده است که فکر میکنید بیان آن ضروری است، در خدمت شما هستیم.
حاجی صادقیان: خیر، نکته دیگری ندارم. از شما سپاسگزارم
تسنیم: سلامت باشید. بسیار ممنونم از شما. از شما مخاطبان خبرگزاری تسنیم که شاهد این گفتگو بودید هم تشکر میکنم.
انتهای پیام/