از قرار عروسی تا خبر شهادت | نوجوانی تا شهادت ناواستواردوم حسین جهانشاهی‌نسب

حسین جهانشاهی‌نسب، ناواستواردوم ناو دنا، متولد۳ دی ۱۳۷۸ در بندرعباس، فرزند خانواده‌ای نظامی بود که راه پدر را به همراه برادر دوقلویش انتخاب کرد. او ۴‌ماه پیش از شهادت عقد کرده بود و قرار بود جشن عروسی‌اش قبل از ‌ماه محرم برگزار شود اما در بازگشت از مأموریت ناودنا، در آب‌های سریلانکا به شهادت رسید.

شهید جهانشاهی

همشهری آنلاین-سیده کلثوم موسوی: محمود جهانشاهی‌نسب، پدر شهید، ۳۰ سال از عمر خود را در نیروی دریایی ارتش خدمت کرده است و همین گرایش نظامی باعث شد ۲پسر دوقلویش، حسن و حسین، از کودکی با فضای نیروهای مسلح آشنا باشند و در نهایت تصمیم بگیرند وارد نیروی دریایی شوند؛ تصمیمی که برایشان ادامه راه پدر بود.

از قرار عروسی تا خبر شهادت

از خودگذشتگی
محبت حسین منحصر به خانواده و دوستانش نبود. پدرش می‌گوید: «اگر کسی به کمک احتیاج داشت به سراغش می‌رفت، اگر نیازمندی سر راهش قرار می‌گرفت، هرچند پول ناچیزی در جیبش بود، دریغ نمی‌کرد. دیده بودم که از خورد و خوراک خودش می‌زد و به نیازمند کمک می‌کرد. سالمندان را احترام می‌کرد؛ اگر خرید روزانه داشتند تا در منزل برایشان می‌برد یا موقع عبور از خیابان حتماً آنها را همراهی می‌کرد. محبت حسین به کودکان نیز زبانزد خانواده بود. او عاشق بچه‌ها بود، با آنها بازی می‌کرد و همیشه از آرزوی پدرشدن می‌گفت؛ آرزویی که دوست داشت با داشتن یک دختر به آن برسد.» پدر شهید با بغض ادامه می‌دهد: «من و همسرم از داشتن ۵فرزند صالح، راضی و خشنود هستیم و همیشه خدا را شکر می‌کنیم. ما خیلی از حسین راضی بودیم؛ الان می‌فهمم که حیف بود حسین با مرگ عادی از دنیا برود. واقعاً حیف بود چنین فرزندی جز شهادت طور دیگری از این دنیا برود. وقتی خبر شهادت حسین را به من دادند نمی‌دانستم چطور به مادرش بگویم؛ هیچ راهی به ذهنم نرسید و مجبور شدم سکوت کنم تا زمانی که پیکر حسین را آوردند. فقط خدا می‌داند این مادر چه حالی داشت و من چه حالی داشتم که مهر سکوت تا آن لحظه بر لب زده بودم.»
هوادار استقلال و فرهاد مجیدی
محمود جهانشاهی‌نسب، به‌دلیل شغل نظامی، سال‌ها در بندرعباس خدمت کرد و حسین نیز در همین شهر به دنیا آمد. پس از انتقال محل خدمت پدر به بندرانزلی، خانواده نیز مدتی در آنجا زندگی کردند. حسین که از نوجوانی علاقه زیادی به فوتبال داشت، این ورزش را در تیم گمرک انزلی آغاز کرد. استعدادش باعث شد بعد از چند سال به‌صورت حرفه‌ای این رشته را دنبال کند و حتی در مسابقات منتخب انزلی نیز حضور داشته باشد؛ مسابقاتی که تیم منتخب انزلی در استان گیلان به مقام چهارم رسید. پدر شهید درباره مسیر زندگی خانواده و علاقه پسرش به فوتبال می‌گوید: «بعد از بازنشستگی بنده، خانواده به زادگاه پدری‌ام، بردسیر کرمان، بازگشتیم و آنجا سکونت گزیدیم. علاقه حسین به فوتبال تا سال‌های بعد نیز ادامه داشت. او طرفدار تیم استقلال بود و علاقه ویژه‌ای به فرهاد مجیدی داشت؛ علاقه‌ای که در کنار زندگی نظامی و روحیه مذهبی‌اش، بخش دیگری از شخصیت او را شکل می‌داد.»
مثل یک پر
جهانشاهی‌نسب اضافه می‌کند: «حسین و حسن همان اوایل که برای نیروی دریایی ثبت‌نام کردند، تصمیم گرفتند اسمشان را در قرعه‌کشی کاروان کربلا هم بنویسند؛ از قضا اسم هر دونفرشان درآمد و هردو با هم در اربعین همان سال به کربلا رفتند. حسین همانجا در خلوت خود زیارت عاشورا می‌خواند و به برادرش حسن می‌گوید آنقدر سبک شده‌ام، انگار یک پر هستم که در آسمان غوطه می‌خورم. سال‌های بعد هم همیشه به یاد می‌آورد و می‌گفت در آن زیارت عاشورا راحتی و آرامشی نصیبم شد که فکر می‌کنم آن را فقط در شهادت می‌توانم دوباره تجربه کنم. وقتی حسن و حسین را در کنار هم می‌دیدم برای داشتن آنها ذوق می‌کردم. حسین شب عقدش حین مراسم آمد سمت من، دستم را بوسید و گفت دعا کن خوشبخت شویم. همان شب برای ادب و احترام به پابوس مادرش هم رفت؛ از او خواست حلالش کند. شهادت حسین برای ما یک شوک بود. حمله به ناو دنا زخمی شد بر دل ایران. خانواده‌های زیادی داغدار شدند.»

بی‌قراری‌های عاشقانه

بی‌قراری‌های عاشقانه

محمود جهانشاهی‌نسب، پدر شهید حسین جهانشاهی‌نسب، از روزهایی می‌گوید که در کرمان بودند و حسین دل‌باخته بود و خجول و بی‌قرار: «پسرم در فضای مجازی با دخترخانمی که اهل شمال بود آشنا شد. خانواده‌ها در جریان قرار گرفتند. بعد از چند دیدار یک دل نه صد دل عاشق شد. مرخصی می‌گرفت و مستقیم می‌رفت شمال تا نامزدش را ببیند. چون حقوقش کم بود و این سفرها هزینه داشت، در کافه‌های آنجا کار می‌کرد؛ از جاروکشیدن تا شستن ظروف کافه، تا بتواند هزینه چند شب اقامت را تامین و دیداری تازه کند. حسین آمد و ‌گفت برایش آستین بالا بزنیم. بالاخره از کرمان حرکت کردیم و رفتیم خواستگاری. همان روز هم مراسم عقدشان را برپا کردیم. شبی را که می‌خواستیم برویم خواستگاری فراموش نمی‌کنم؛ حسین سر از پا نمی‌شناخت! اما این عشق ناکام ماند. حسین نتوانست حجله عروسی را ببیند و عروس داغدار به‌جای لباس سفیدعروسی رخت عزا بر تن کرد.»

این پدر داغدار قصه دلدادگی پسر شهیدش را اینطور روایت می‌کند: «غصه ما فقط رفتنش نیست. غصه‌دارم که نتوانستم یک جشن عقد خوب برایش بگیرم. هر زمان یاد مراسم عقدش می‌افتم که چقدر ساده بود، اشکم سرازیر می‌شود. ‌ای کاش می‌توانستم برایش سنگ‌تمام بگذارم. وقتی فهمیدم در فضای مجازی با دخترخانمی آشنا شده، چند مرتبه سرش داد زدم که مگر می‌شود ندیده و نشناخته؟! عشق در اینستا؟! این روزها در فضای حقیقی هم محبت واقعی کم‌رنگ است! اما با وجود اینکه من عصبی می‌شدم، او آرام لبخند می‌زد و می‌گفت بابا، ناراحت نشو! من چندبار ایشان را دیده‌ام و می‌شناسم. بعد سرش را پایین می‌انداخت و با شیطنت خاصی از گوشه چشم نگاه می‌کرد و زیر لب می‌گفت چه می‌شود کرد؟ دست خود آدم که نیست، کار دل است. باز کلافه می‌شدم اما تا می‌خواستم حرفی بزنم، لبخند معصومش را که می‌دیدم هر دو فقط به هم نگاه می‌کردیم و من دلم قرص‌تر می‌شد درباره تصمیمی که او گرفته بود. حسین دلداده بود و تمام تلاشش را در این مسیر کرد. الان اگر می‌توانستید با خودش مصاحبه کنید از عاشقانه‌هایی که داشتند می‌توانست برایتان خیلی بهتر از من تعریف کند.»

کد خبر 1077805

  • از قرار عروسی تا خبر شهادت | نوجوانی تا شهادت ناواستواردوم حسین جهانشاهی‌نسب

  • ادعای ترامپ: ایران رویکردش را تغییر ندهد ماموریت را به پایان می‌رسانیم

  • فوری | اعلام رسمی فسخ آسانی از سوی استقلال به فیفا | سند مهم منتشر شد

  • خروج از زمین با دستور مستقیم من انجام شده است | ما پول خرج نمی‌کنیم که فحش بخوریم

  • جنگنده سنگین ایرانی وارد می شود

  • دست‌درازی به زن ایرانی در ترکیه

  • تارتار اگر اورونوف را نمی خواهد جانشین او را معرفی کند | فدراسیون اگر به دوپینگ بیفوما مشکوک است رسیدگی کند

  • جزئیات قتل خواننده لس‌آنجلسی در تهران | عاملان جنایت به زودی محاکمه می‌شوند

  • فوری؛ آژیرها به صدا درآمدد | هشدار حمله موشکی و پهپادی در جیزان

  • ادعای ترامپ: ایران رویکردش را تغییر ندهد ماموریت را به پایان می‌رسانیم

  • امکان میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن را نداریم | اما تلاش می کنیم از جنگ آنها دور بمانیم

  • اسرائیل به طور مستقیم به شما حمله کند؛ عربستان کجا می ایستد، یمن کجا؟

  • دفاع یک زن از مغازه اش در برابر غارتگران | زنی دیگر بغل‌بغل لباس از فروشگاهی غارت می کند | ببینید

  • وال‌استریت ژورنال: پوتین خواستار نشست سه‌جانبه در ماه آینده شد

  • بختیاری‌زاده دست روی نیمار لیگ برتر گذاشت؛ برایم نیم‌فصل بخرید

  • خط‌ونشان ترامپ برای اسرائیلی ها از ترس ایران! | بی بی نباشد ناچار خواهم شد..

  • درخواست گل‌محمدی از ستاره ملی‌پوش: به استقلال نرو!

  • تخت جمشید حدود ۸۷ سال قبل + عکس

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha